حاج حسین یکتا:نگاه امام به جنگ نزديك شدن به نقطه‌اوج رسيدن به خدا و عصر ظهوري بود

حاج حسين يكتا از رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس است كه پس از جنگ به كارهاي فرهنگي وارد شد و اردوهاي راهيان نور به سمت جبهه‌ها را در فضايي كاملاً معنوي به راه انداخت.

رجانيوز به مناسبت سالروز پذيرش قطعنامه 598 گفت‌وگو كرده كه متن اين گفت‌وگو در ادامه آمده است:

ادامه نوشته

محمد هاشمي با سؤال فتنه از كوره در رفت و ضبط خبرنگار را ضبط كرد

ادامه نوشته

عاقبت عضویت یک کشتی گیر در شورای شهر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

روح الله داداشی قویترین مرد ایران دو شب پیش در یک درگیری با ضربات چاقوی اشرار به قتل رسید .
انعکاس خبر کشته شدن وی باعث شد تا اذهان عمومی دوباره با ناراحتی همراه شده و فضای غم جامعه ورزش کشور را فرا بگیرد.


در این میان اما برخی از افراد فرصت را برای مطرح کردنشان غنیمت شمرده و به اظهار نظر و واکنشهای متفاوت پرداختند .
به گزارش صرط نیوز ، هنوز از ابعاد این فاجعه پرده برداری نشده و علت دقیق این درگیری و قتل از سوی مراجع رسمی بیان نشده که علیرضا دبیر عضو شورای شهر تهران که زمانی در ورزش کشتی زبانزد بود با انتشار یادداشتی سراسر توهین و کذب نام خود را وارد رسانه ها کرد .
این عضو ورزشکار شورای شهر تهران در بخشی از نوشته اش ضمن اشاره به خشونت در ورزش(که مشخص نیست چه ارتباطی به ماجرای قتل دارد) آورده : "تكلیف آرامش و امنیتی كه حق هر شهروند است، چه می‌شود. وقتی كسی با چنین سوابقی هدف تیغ كینه و خشم قرار می‌گیرد، تكلیف آن آدم ساده و نحیفی كه می‌خواهد میان همین خیابان‌ها، جاده‌ها خانواده‌اش را به شادی و نشاط میهمان كند، چیست؟
آقای دبیر! به این نکته اشاره نکرده است که سر نخ درگیری روح الله داداشی با چاقوکشان بر سر چه مساله ای بوده است ؟!
این کشتی گیر شورای شهری که اینک قلم به دست شده و برای سایت فتنه گر و ضد انقلاب آینده نیوز یادداشت نوشته است در قسمت دیگری از واکنشش! آورده:
"این روزها بسیار بیش از آنچه در تصور بیاید، عصبانی هستیم، حرمت می‌شكنیم، یكدیگر را نمی‌بینیم و نمی دانیم كه هیچ‌كس در قبال این عصبانیت‌ها و ندیدن‌ها مانند خود ما مسئول نیست."
البته قهرمان اسبق کشتی ایران پیرامون اقدامات صورت گرفته اش برای کاستن از میزان خشم مردم هیچ توضیحی ارائه نکرده است!
پاسخ به این سوال خالی از لطف نخواهد بود که وظیفه اصلی یک عضو شورای شهر تهران پیرامون برقراری امنیت اجتماعی، اخلاقی در جامعه چه بوده و علیرضا دبیر تا کنون چه میزان در عمل به وظیفه اش موفق بوده است؟
وی در ادامه این یادداشت که سراسر سیاه نمایی و القای فضای ناامن برای کشور است نوشته:

"«خشونت» این روزها نزدیك‌ترین فاصله ممكن را با رفتار ما پیدا كرده و این اتفاق آنقدر نگران كننده و پراهمیت هست كه لازم باشد خواص و اهل اندیشه در كنار هم نشسته و برای آن چاره‌اندیشی كنند. كه لازم باشد نهادهای مسئول، احساس مسئولیت را یك بار دیگر به خاطر آورده و فراموش نكنند كه در قبال گناهی كه از ناحیه گسترش خشونت میان مردم، حاصل می‌شود آنها هم باید زمانی پاسخگو باشند."

هر چند مشخص نیست که این کشتی گیر سابق و عضو شورای شهر تهران با چه انگیزه ای اینگونه نظرات ضد انقلاب را قلمی کرده و به راحتی فضای کشور را ملتهب و نا امن نشان داده است  اما صرف نظر از انتقادی که این روزها به برخورد برخی دستگاهها با متهمین و اشرار وارد است این سوال مطرح می شود که کسی که دروغهای بی بی سی فارسی و صدای امریکا در باب اشاعه خشونت توسط نظام جمهوری اسلامی را عینا تکرار می کند چه جایگاهی می تواند در نظام جمهوری اسلامی داشته؟ و اساسا چه تفاوتی میان یک عضو شورای شهر تهران و یک شهروند بدون پشتوانه در برخورد دستگاه قضائی و نهادهای امنیتی که حرفهای ضد انقلاب را بازگو می کنند می تواند وجود داشته باشد ؟
گفتنی است یادداشت کشتی گیر سابق با عنوان "هیچ کس در امان نیست" با استقبال گسترده رسانه های ضد انقلاب از قبیل بالاترین، دنباله ، خودنویس و . . . قرار گرفته است .
لازم به  یادآوری  است چندی پیش در پی انتشار یادداشت حسین قدیانی نویسنده فعال اصولگرا پیرامون انتقاد به قوه قضائیه و برخورد با سران فتنه ، وبلاگ وی شبانه از دسترس خارج شده و قدیانی برای پاره ای از توضیحات به دادستانی فرا خوانده شد اما اینک قهرمان اسبق ملی و عضو فعلی شورای شهر به راحتی قلمش را به روی کاغذ آورده و تمامی دستگاههای قضایی و امنیتی کشور را زیر سوال می برد و با استقبال رسانه ها هم مواجه می شود!

زمزمه یک صهیونیست بيخ گوش زنان ايراني آغاز شد !!!

بعد از گذشت مدتي از انتشار اخباري جسته و گريخته كه از راه اندازي قريب الوقوع قل دوم فارسي 1 حكايت مي كرد ،بالاخره اين شبكه با نام "زمزمه " هفته گذشته رسما فعاليت خود را آغاز كرد.

بنابراين گزارش، زمزمه مانند فارسي 1 ، به شركت پخش خاورميانه (BME) كه سهام آن در اختيار رابرت مرداك و گروه موبي است، تعلق دارد.
در سايت رسمي زمزمه آمده است: این شبکه توسط برودکست خاورمیانه در دبی اداره می شود و سهام آن متعلق به شرکتهای موبی و نیوز کوپریشن است.
به گزارش سرویس اجتماعی صراط نيوز ،  ،شركت نيوز كورپوريشن همان غول رسانه ايي دنيا است كه مالك آن رابرت مرداك يهودي با درآمد ساليانه بيش از 30 ميليارد دلار، هم اينك با رسوايي ناشي از هك كردن تلفنهاي همراه مردم انگليس و سرقت اطلاعات شخصي خانواده سلطنتي اين كشور توسط خبرنگاران هفته نامه "نيوز آف ورلد" يا "اخبار دنيا" كه يكي از نشريات نيوز كورپوريشن است، دست و پنجه نرم مي كند.
در همين حال طي روزهاي گذشته ، مدير عامل شركت پخش خاورميانه ،زيد محسني در گفتگو با "عرب بيزنس" با اشاره به آغاز بكار قريب الوقوع زمزمه گفته بود:از خلال تحقيقات و گفتگو با بينندگانمان دريافيم كه زمينه براي راه اندازي يك شبكه ديگر كه ارائه دهنده سرگرمي "با كيفيت بالا" بوده و جهت گيري آن بيشتر به سمت بانوان باشد، وجود دارد.
محسني در اين مصاحبه ضمن اعلام خبر راه اندازي شبكه ايي ديگر مشابه فارسي وان با هدف گيري مردان در آينده نزديك، تصريح كرده بود: ما قصد داريم بيينندگان را با ايجاد شبكه هاي مختلف حفظ كنيم، زيرا حفظ بيننده براي مدت طولاني با يك شبكه امكان پذير نيست.
وي همچنين از بازار يك ميليارد دلاري تبليغات تلويزيوني براي فارسي زبانان سخن گفته بود كه البته با توجه به سهام دار اصلي اين شركت يعني مرداك با درآمد ساليانه بيش از 30 ميليارد دلار از سويي و ممنوعيت دادن آگهي به اين شبكه ها از طرف اكثريت متقاضيان ارائه آگهي تجاري و بازاريابي براي محصولات خود بين فارسي زبانان، يعني توليد كنندگان داخلي ، تخمين محسني قدري اغراق آميز بوده و اصولا بعيد به نطر مي رسد انگيزه قوي تجاري پشت فعاليتهاي فارسي 1 و قل دوم تازه وارد آن وجود داشته باشد.
بنابراين گزارش، راه اندازي زمزمه براي شركت پخش خاورميانه چندان بي زحمت نبوده و اين شركت مجبور شده است كه 4000 فوت مربع به مساحت مقر خود در دوبي اضافه كرده و 35 نيروي جديد را نيز به استخدام درآورد.
با اين تفاصيل ،چنانكه در سايت زمزمه آمده است، قرار است "برنامه هاي سرگرم كننده از سراسر جهان" بصورت "مجاني" از اين شبكه پخش شود كه در اولين گام ،نواختن زمزمه هايي ايتاليايي، كره ايي و مكزيكي در دستگاه "روابط عشقي" با چاشني "س ك س" و با نوازندگي بانواني جوان، بصورتي "سرگرم كننده" و كاملا "مجاني" براي زنان ايراني، در اين شبكه آغاز شده است.
مروري بر خلاصه سريالهاي "سرگرم كننده" و "كاملا مجاني" در حال پخش از زمزمه نيز خالي از لطف نيست.
چنانكه در سايت رسمي اين شبكه آمده است در يكي از اين سريالها" هنگامی که والدین ارورا متوجه می شوند که او از لورنزو حامله است، از ترس اینکه مبادا زندگی دخترشان خراب شود او را به جای دور می فرستند و اجازه نمی دهند که آن دو یکدیگر را ببینند" والبته با گذر زمان ارورا " ناچار به انتخاب بین گذشته ای است که سرشار از خاطرات عشق لورنزو است و حالی است که می تواند عاشق مارتین، پسر لورنزو باشد."
يكي ديگر از اين سريالهاي مجاني و سرگرم كننده نيز " داستان دو برادر دوقلو است که به خاطر عشق یک زن با هم می جنگند." و قرار است تا "حماسه ای عاشقانه با حضور هوگو مدینا، مردی خوش تیپ، شمشیر زنی مرموز، و کسی که به اغواگری زنان شهرت دارد" باشد تا سرگرمي با "كيفيت بالا" به بينندگان ارائه گردد.
در سريالي ديگر نيز قرار است ترزا نامي كه عاشق است و دستي هم در قاچاق كوكائين دارد با " چگونگی روابطش با مردهایی که در زندگی اش بودند" زنان ايرني و شايد مردان را مجانا سرگرم كند.
و آخرين سريال در حال پخش نيز" داستان عاشقانه ای است پر از سِحر، شوق و هوس، بین یک دختر جوان کولی و مردی غیر کولی."
به هرحال بايد منتظر ماند و ديد آيا زمزمه مرداك قادر است نوازشگر روح و روان زنان و مردان ايراني شود و آيا "شما" ي صدا وسيما مي تواند پادزهر زمزمه شود يا بايد براي مقابله با اين زمزمه مشكوك، همه با هم يكصدا آخرين سوره قرآن را زمزمه كنند.

آخرین اطلاعات از حادثه مجروح شدن روحانی جوان

روحانی ۲۰ ساله‌ای که قصد داشت از مزاحمت عده ای اراذل و اوباش به چند زن ممانعت کند توسط این افراد از ناحیه شاهرگ به ضرب چاقو مجروح شد اما اورژانس هیچ بیمارستانی این روحانی را نپذیرفت.

به گزارش جهان به نقل از مهر، آخرین اطلاعات از حادثه مجروح شدن روحانی جوان آمر به معروف در منطقه تهرانپارس تهران حاکی از آن است که روحانی جوان پس از مجروح شدن -قطع شاهرگ گردن- حدود نیم ساعت بر روی زمین افتاده بوده و هیچ خودرویی وی را به بیمارستان منتقل نمی کند تا اینکه دانش آموزان همراه روحانی یک خودروی پراید را متوقف کرده و خواهش می کنند تا مصدوم را به بیمارستان منتقل کند.

یکی از نزدیکان روحانی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: پس از اطلاع از حادثه تمامی بچه های هیئت خود را به محل حادثه رساندیم و چون هیچ بیمارستانی حاضر به پذیرش این روحانی نبود هر گروهی مامور شد تا در قسمتی از شهر تهران به دنبال بیمارستان باشد.

متاسفانه بیمارستانهای رسول اکرم (ص)، امام حسین (ع)، شهدای تجریش، امام سجاد(ع) و پارسیان حاضر به پذیرش نشدند و تنها گفتند که اگر مرد می توانیم گواهی فوت صادر کنیم و هرکدام بهانه های مختلفی را برای قبول نکردن مجروح عنوان کردند.

وی اظهار داشت: به واسطه یکی از آشنایان توانستیم این روحانی مجروح را به بیمارستان عرفان منتقل کنیم ولی بیمارستان گفت اول باید ۶ میلیون تومان واریز کنید. در نیمه های شب همه دست به دست هم دادیم و پول را تهیه کردیم حتی مقداری از پول دلار بود.

به گزارش مهر، ساعت ۲۲:۳۰ دقیقه شب گذشته روحانی جوانی به نام علی خلیلی در مسیر بازگشت از مراسم هیئت مولودی خوانی قائم آل محمد(عج) به همراه دو نفر از دانش آموزان که قصد رساندن آنها را به خانه شان داشت در چهارراه شهدا در منطقه تهرانپارس با صحنه مزاحمت شنیع گروهی اراذل و اوباش مواجه می شود. این افراد که در یک خودروی پراید و یک موتورسیکلت سوار بودند برای چند خانم ایجاد مزاحمت می کنند که روحانی شاهد ماجرا که قصد جلوگیری از این تعرض را داشت توسط اراذل و اوباش از ناحیه گردن با ضرب چاقو دچار پارگی شاهرگ می شود.

گزارشها حاکی از آن است که خودروی پراید اوباش توسط کلانتری ۱۴۴ جوادیه کشف شده است.

آقای رئیس جمهور! بهنام کریمیان را می شناسید؟

آقای رئیس جمهور! بهنام کریمیان را می شناسید؟

مرحوم بهنام کریمیان

سلام آقای رئیس جمهور!

صاحب عکس بالا را می شناسید؟

به خاطر دارید سال 1384 که برای سفرتبلیغاتی دولت اسلامی و عدالت به اصفهان آمده بودید و در مسجد سید سخنرانی کردید ، همان شبی بود بهنام از میان ما رفت!
همان کسی که با جان و دل برای تحقق دولت اسلامی که شما دائم از آن دم می زدید ، تلاش کرد و تلاش کرد تا کشته شد و به تعبیری شربت شهادت را نوشید.

بهنام کریمیان جهت فعالیت های تبلیغاتی دکتر احمدی نژاد به صحنه آمده بود و از همان روزهای نخست اعلام کاندیداتوری توسط آقای احمدی نژاد با جان و دل برای تحقق دولت اسلامی کوشید که در تاریخ ۲۲/۳/۱۳۸۴ هنگامی که همراه دکتر احمدی نژاد از فرودگاه اصفهان به مسجد سید آمده بود بخاطر هجوم سیل عظیم جمعیت و حافظت از جان دکتر میان جمعیت جان به جان آفرین تسلیم کرد و دکتر به سلامتی برای سخنرانی به مسجد رسید.

بهنام و بهنام ها تلاش نکردند که رئیس جمهور "اسفندیار رحیم مشایی" شود! تلاش کردند که احمدی نژاد سال 1384 رئیس جمهور شود.

بهنام کشته نشد که رئیس جمهور مقابل فرمان رهبری بایستد! تلاش او و همه کسانی که برای اعتلای فرهنگ و دولت اسلامی تلاش کرده و می کردند تبعیت محض رئیس دولت از ولی فقیه بود.

آقای دکتر شما چه جوابی دارید ؟! الآن هر که هر چه به شما می گوید که فایده ای ندارد ، می گویند هی ... دکتر ... ما به شما رأی دادیم ولی مشایی ها را نمی خواهیم ، رحیمی ها را نمی خواهیم ، بقایی ها را نمی خواهیم ....

الآن شما جواب میدهید و ما را به وسیله جهل مرکب خود توجیه میکنید! ولی آخرت می آید ، اگر بهنام ها و امثال آن در مقابل شما ایستادند که ما در بهترین دوران زندگی یعنی جوانی تلاش کردیم و برای تحقق دولت عدالت محور اسلامی که رئیس آن با جان و دل گوش به فرمان ولی فقیه باشد ، حتی از جانمان نیز دریغ نکردیم ، ولی شما یک آدم دیگری شدید! ، چه جوابی دارید؟! آنجا هم دیوار توجیه و حاشا بلند است؟!

به آن افرادی که بخاطر حمایت از شما شخصیتشان ترور شد که بدتر از کشته شدن جسمی است ، چه جوابی میدهید؟!

آه که چقدر سخت است ! چقدر سخت است  و ما نمی دانیم با که باید بگوییم درد دل را!

به یاد دارم که شما در همان زمان (1384) نیز در انتخابات شرکت کرده و گفتید که من خرج برای تبلیغات نمی کنم . در همان زمان همه ی متدینین برای تحقق دولت عدالت محور اسلامی تلاش بسیاری کردند از پول کم و زیاد و طلا و جواهر کم و زیاد و حتی یکی از رفقا خودروی زیر پایش را فروخت که خرج تبلیغات و شناساندن بیشتر شما به مناطق مختلف کشور کنند! چه بسیار از طلاب که با هزینه خودشان بخاطر معرفی اهداف دولت اسلامی عدالت محور به مناطق دور دست رفته و سخنرانی کرده و تبلیغات شما را در آن مناطق به عهده گرفتند.


جواب این افراد را چه می دهید؟!
آقای دکتر جواب خدا را چه میدهید؟!
جواب آنهایی که شب و روز برای تحقق دولت اسلامی که شما وعده آنرا داده بودید ، دویدند را چه می دهید؟!
جواب بهنام را چه می دهید؟!
جواب بهنام ها را چه می دهید؟
!

به جای پی نوشت :

گزارش تصویری تشییع جنازه مرحوم "بهنام کریمیان"

گزارش تصویری سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مسجد سید اصفهان سال 1384 (همان شبی که بهنام از میان ما رفت)

ازدحام جمعیت و استقبال مردمی از احمدی نژاد یک کشته بر جای گذاشت

 

منبع : آینده از آن کیست؟

تمام داشته‌هاي دشمنان‌در تيررس ایران

معاون آماد، پشتيباني و تحقيقات صنعتي ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: دشمنان مطمئن باشند اگر عليه ايران دست به تعرضي بزنند تمام داشته‌هاي آن‌ها در منطقه در تيررس نيروهاي مسلح ما خواهد بود و در كوتاه‌ترين زمان آن‌ها را از كرده خود پشيمان مي‌كنيم.

به گزارش خبرگزاري فارس، سردار سيدمحمد حجازي معاون آماد، پشتيباني و تحقيقات صنعتي ستاد كل نيروهاي مسلح، با اشاره به برگزاري رزمايش بزرگ موشكي پيامبراعظم (ص)۶ گفت: اين رزمايش حامل پيام صلح و دوستي براي كشورهاي منطقه و نشان دهنده اقتدار دفاعي و توان بازدارندگي مطلوب جمهوري اسلامي ايران است.

وي افزود: كشورهاي همسايه مي‌توانند از الگوي كشورمان براي دست يافتن به اقتدار دفاعي درس بگيرند و به جاي اينكه امنيت خود را در وابستگي به قدرت‌هاي بيگانه و تكيه بر آنها جست‌وجو كنند، برقراري آن ‌را در مسيري كه جمهوري اسلامي طي كرده، يافته و دنبال كنند.

حجازي ادامه داد: جمهوري اسلامي درصدد تامين، حفظ و حراست از منافع ملي و تماميت ارضي خود است و در اين راه به ماجراجويان و دشمنان فرامنطقه‌اي هشدار جدي مي‌دهد.

معاون آماد، پشتيباني و تحقيقات صنعتي ستاد كل نيروهاي مسلح در ادامه سخنانش اظهار داشت: رزمايش پيامبر اعظم (ص)۶ به منظور ارتقاي توانمندي‌هاي دفاعي، آمادگي نيروها و آزمايش و عملياتي كردن سامانه‌هاي جديد نيروي هوافضاي سپاه انجام شد و به هيچ وجه جنبه تهاجمي نداشت.

حجازي با بيان اينكه جمهوري اسلامي ايران هيچ‌گونه چشم‌داشتي به منافع ساير كشورهاي منطقه ندارد، تصريح كرد: برگزاري اين‌گونه رزمايش‌ها اطمينان خاطري براي كشورهاي همسايه بوده و نشان مي‌دهد جمهوري اسلامي قادر است در كنار آن‌ها با همدلي و تفاهم امنيت منطقه را حفظ كند؛ بدون آنكه نيازي به حضور نيروهاي بيگانه احساس شود.

معاون ستاد كل نيروهاي مسلح در پايان سخنانش گفت: دشمنان و نيروهاي فرامنطقه‌اي مطئمن باشند اگر عليه جمهوري اسلامي ايران دست به تعرضي بزنند، تمام داشته‌هاي آن‌ها در منطقه در تيررس نيروهاي مسلح ما خواهد بود و در كوتاه‌ترين زمان آن‌ها را از كرده خود پشيمان مي‌كنيم.

روایت قرائتی از وقف‌کننده‌های سطل زباله که نامشان را بر روی آن می‌نویسند!

به گزارش سرویس قاب نقره برنا، در جامعه ما هركس رییس‌تر است اتاقش درازتر است. عوض لامپ لوستر است. با كفش روی قالی می‌روند. ما فكر می‌كنیم ریاست به این است كه اتاق دراز، لوستر، با كفش روی قالی برویم، همه اینطور هستند. فكر می‌كنند هرچه مسجد منارش درازتر باشد مهمتر است. هرچه گنبدش بزرگ باشد.

آیت الله مشكینی رساله نوشت. آیت الله مشكینی هم وزن مراجع موجود بود، رساله هم نوشت. وقتی رفت چاپ كند، گفت: رساله را كارخانه مقوا بدهید. دیگران رساله نوشتند، دیگر من چرا بنویسم؟ ببینید خیلی مهم است. یك كسی هشتاد سال زحمت بكشد، هفتاد سال زحمت بكشد، عصاره‌ی عمرش را بگوید چون دیگران هستند، لازم نیست. كتاب مرا چاپ نكنید. این خیلی مهم است. خود حضرت امام اجازه نداد رساله‌اش را چاپ كنند.

خدا رحمت كند یكی از علمای تهران آقای سروش، ایشان رفت رساله امام را با پول خودش چاپ كرد. اینها خیلی مقام است. آدم هم هست كه اگر یك كلمه از او نقل كنی، می‌گوید: باید اسم مرا ببری چون من این را گفتم.

حجت الاسلام قرائتی در ادامه سخنانشان در برنامه "درسهایی از قرآن" که این هفته از تلویزیون پخش شد" گفت: در مكه یك بزرگواری یك حرفی به من زد خوشم آمد، حرفش هم این بود. گفت كه سوره‌ی كوثر كلماتش هیچ جای قرآن نیست. مثلاً «انا اعطینا» هیچ جای قرآن نیست. كلمه «كوثر» هیچ جای قرآن نیست. «فَصَلِّ لِرَبِّك‏» هیچ جای قرآن نیست. «وَ انْحَر» هیچ جای قرآن نیست. «شَان» هیچ جای قرآن نیست. «الْأَبْتر» هم هیچ جای قرآن نیست. می‌گفت این سوره كه برای حضرت فاطمه هست، فاطمه یعنی زنی كه هیچ جای دیگر پیدا نمی‌شود. یعنی زن استثنایی، چون این سوره برای فاطمه است، و فاطمه زنی استثنایی است، كلمات این سوره هم كلمات استثنایی است. یعنی هیچ جای دیگر قرآن نیست.

من این را خوشم آمد در تلویزیون گفتم. آن آقای بزرگوار مرا دید گفت: آقای قرائتی من پای تلویزیون نشسته بودم، دیدم كه تو حرف مرا نقل كردی. خوب باید بگویی این را از چه كسی یاد گرفتم. من گفتم برای من نیست. این مقدار حق است، این از من نیست. ولی او قانع نبود. می‌گفت غیر از اینكه می‌گویی، باید اسم مرا هم ببری...

آدم هست كه اگر یك سطل زباله را وقف كند، می‌نویسد بانی سطل زباله محسن قرائتی است. بر پدر و مادر كسی كه ته سیگار بیاندازد لعنت! آدم هست تا اسمش را نگویی همه‌ی روحش می‌خارد. تا نخارانی آرام نمی‌گیرد. اصلاً گاهی ممكن است بیست دقیقه می‌نشیند نگاه می‌كند ببیند اسمش را بردی یا نبردی؟

می‌رود فاتحه بخواند، بابا یك مرحومی مرده بنشین فاتحه بخوان. به جای اینكه یاد مرگ می‌افتد، یاد خودش بیافتد، فردا ممكن است فاتحه تو باشد، نگاه می‌كند چه كسی آمد، كجا نشست، چه كسی بلند شد؟ چند دقیقه نشست؟ بعد می‌آید نقل می‌كند. می‌گوید: فلانی ساعت شش آمد، 06:07 دقیقه رفت. فلانی ساعت شش آمد تا ساعت 06:11 دقیقه نشست. یك محاسباتی می‌كنند كه...

خدایا در جامعه بزرگم می‌كنی، «فِی النَّاس‏... عِنْدَ نَفْسِی» دانشجوهای ما باید ادبشان بیشتر از دبیرستانی‌ها باشد نسبت به معلم. دبیرستانی‌ها باید ادبشان بیشتر از راهنمایی‌ها باشد. الآن اینطور است؟ راهنمایی‌ها ادبشان به معلم بیشتر است یا دبیرستانی‌ها؟ دبیرستانی‌ها بیشتر است یا دانشجوها؟ امام سجاد می‌گوید: خدایا هرچه باسوادتر شدم ادب و تواضع مرا بیشتر كن. اگر اینطور است الحمدلله! اگر اینطور نیست معلوم می‌شود، خط ما فرهنگ ما فرهنگ اسلامی نیست.

سانسور هم نتوانست گاف BBC فارسی را در تفسیر قرآن درمان کند

بی بی سی فارسی در برنامه ی شصت دقیقه ی ۱۵ تیرماه با تلاش برای سیاسی جلوه داده موضوع و القای اختلاف در کابینه ی دولت ایران می گوید که "بحث بر تفکیک جنسیتی در دانشگاه های ایران به تفکیک عقیده ای در دولت ایران تبدیل شده است."

 
این شبکه در تحریفی آشکار، موضوع اسلامی شدن دانشگاه ها را در ایران را به طرح تفیکیک جنسیتی تقلیل می دهد.
 
به گزارش رسانه ایران، مجری بی بی سی فارسی در آخرین نوبت پخش برنامه ی 60 دقیقه ی این شبکه در هفته ای که گذشت، تلاش می کند تا با طرح اظهارات آقای کامران دانشجو، وزیر علوم ایران در اواخر بهمن ماه سال ۸۹ و مقایسه ی آن با نامه ی اخیر دکتر احمدی نژاد خطاب به وزرای علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مبنی بر جلوگیری از اعمال کلاس های تک جنسیتی در برخی از دانشگاه ها، چنین نتیجه گیری کند که در کابینه هم بر سر این موضوع اختلاف است.
 
اما این گزارش بی بی سی در شرایطی پخش می شود که بلافاصله پس از نامه ی رئیس جمهوری، آقای دانشجو آن را مطاع، و اجرای آن را امری از سر جان و دل دانسته است.
 
وزیر علوم ایران در دفاع از طرح اسلامی کردن دانشگاه ها و اعلام آمادگی جهت اجرای آن، علی رغم مشقت های پیش رو گفته بود که "از حرکت به سمت اسلامی تر شدن دانشگاه ها عقب نشینی نخواهیم کرد؛ حال هر چه می خواهند جو بسازند. ما با آن آقا بالاسری معامله کرده ایم و او بهترین تاجر است. قائل به این هم نیستیم که آخرت خود را به خاطر دنیای احدی بفروشیم."
 
این گفته ی آقای دانشجو به آیه ی شریفه ی ۱۱۱ سوره ی مبارکه ی توبه (ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة ... فاستبشروا ببیعکم ...) و آیات متناظر به آن اشاره دارد که خداوند را بهترین معامله کنندگان می داند.
 
اما "مجید خیام دار"، گزارشگر با سابقه ی بی بی سی فارسی و تحریریه ی شبکه که گویا کمترین آشنایی با مفاهیم قرآن کریم ندارند در گافی بسیار مضحک، واژه ی "آقا" را که کنایه از "خدای متعال" بوده است اشاره ای به آیت الله خامنه ای رهبر ایران می داند و می گوید: "کامران دانشجو وزیر علوم ایران گفته که از اسلامی تر شدن دانشگاه ها عقب نخواهیم نشست. چون با آقای بالای سرمان معامله کرده ایم که بهترین تاجر است. اشاره ای به آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی که همواره بر اسلامی کردن دانشگاه ها تاکید کرده است."
 
مفتضح تر آنکه همزمان با نقل این جمله از آقای دانشجو، تصویری از آیت الله خامنه ای را به عنوان شاهد سخن خود در ویدئوی گزارش نمایش می دهد. 
 
البته پس از متوجه شدن کادر شبکه از گاف روشن مجید خیام دار، کلیپ سانسور شده ی این گزارش بر روی صفحه ی اول وبسایت بی بی سی فارسی قرار می گیرد.
 
غافل از اینکه در گافی دیگر، آن را از ویدئوی برنامه ی شصت دقیقه در صفحه ی ویژه ی "رادیو و تلویزیون" وبسایت بی بی سی حذف نکردند تا گاف مجید خیام دار دامان "جمشید برزگر"، سردبیر وبسایت بی بی سی فارسی را هم بگیرد.

اعضای اصلی ستاد راهیان نور جلسه را تحریم کردند

بعد از آن که محمود احمدی نژاد نماینده تام الاختیار خود در ستاد مرکزی راهیان نور را اسفندیار رحیم مشایی قرار داد می‌شد فهمید که دیگر اعضای ستاد با این قضیه سرسختانه مخالف هستند. اما اوج این مخالفت را در مراسمی شاهد بودیم که روز چهارشنبه هفته گذشته برگزار شد. 



به گزارش جهان، این مراسم که از سوی نهاد ریاست جمهوری "مراسم تجليل از متوليان و مجريان راهيان نور" نامیده شد در حالی به وقوع پیوست که دیگر اعضای ستاد مرکزی راهیان نور آن را تحریم کرده بودند. 

ارتش، سپاه، صداوسیما، نیروی انتظامی و دولت از اعضای این ستاد هستند. رئیس جمهور از ابتدای آغاز به کار دولت دهم اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان نماینده تام الاختیار خود در این ستاد قرار داد. 

بنابرگفته جواد تاجیک دبیرستاد مرکزی، متولی اصلی راهیان نور، بنیاد حفظ آثار است و دولت تنها نقش هماهنگ کنندگی دارد. اما اینکه مراسم "تجلیل از متولیان و مجریان راهیان نور" را دولت برگزار کرد سوالی است که دیگر اعضای ستاد مرکزی به دلیل بی‌پاسخ ماندن آن، از حضور در مراسم خودداری کردند. 

جالب‌تر اینکه دولت تاکنون به نقش اصلی خود هم عمل نکرده و این را می‌شود از لابه‌لای صحبت‌های باقرزاده، رئیس بنیاد حفظ آثار فهمید، زمانی که گفت: در همین دولت درخواست اسناد کردیم ولی متاسفانه هنوز موفق نشدیم به این اسناد دسترسی پیدا کنیم. این در حالی است که مقام معظم رهبری امر فرمودند اطلاعات حوزه شورای عالی دفاع در اختیار بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس قرار بگیرد که هم اکنون منعی در این خصوص وجود نداشته و به امر معظم له باید هر وقت بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس این آمادگی را داشته باشد می‌تواند از این اسناد استفاده کند. یعنی اسنادی که در اختیار مقام معظم رهبری بود با امر رهبری در اختیار ما قرار می گیرد. اما در حوزه دولت هنوز سندی به دست ما نرسیده است. 



ماجرا در همین حد باقی نمانده و زمانی هم که ستاد مرکزی درخواست دیدار با رئیس جمهور می‌کند تا از متولیان راهیان‌نور ۸۹ تجلیل کند، محمود احمدی‌نژاد پاسخ منفی به آن‌ها می‌دهد و جلسه‌ای را با محوریت مسئول دفتر خود برای تجلیل از متولیان راهیان نور ترتیب می‌دهد که پانزدهم ماه جاری برگزار شد. 

در این مراسم که محفلی شده بود برای تجلیل از بازیگران و هنرپیشه‌های سینما و تلویزیون، به افرادی که خادمان و مجریان راهیان نور خوانده شدند لوح تقدیر داده شد. این لوح‌ها امضای رحیم مشایی را پای خود داشت! 

در همین رابطه جواد تاجیک به جهان گفت: بعد از اتمام برنامه یکی از دوستان به سراغ آقای احمدی‌نژاد می‌رود و از ایشان می‌پرسد که چرا نیروهای مسلح در برنامه حضور نداشتند و چرا تحریم کردند این مراسم را، که ایشان می‌گوید: برنامه چون داخلی بوده از آن‌ها دعوت به عمل نیامده است! 

تاجیک تصریح کرد: این توجیه آقای رئیس جمهور در حالی است که هنرمندان در برنامه حضور داشتند که اگر برنامه داخلی دولت بود حضور آنان نیز غیرموجه بود. 



چرا نماینده کلیمی‌ها باید پشت تریبون قرار بگیرد و او از راهیان نور حرف‌بزند؟ سوالی است که دبیرستاد مرکزی راهیان نور می‌پرسد و ادامه می‌دهد: امضای آقای مشایی پای الواح تقدیر هم جالب توجه است، نماینده رئیس جمهور در ستادمرکزی راهیان نور که تنها نقش هماهنگ کنندگی دارد با چه پست و سمتی این لوح‌ها را امضا کرده است. 

تاجیک این را هم گفت که: اگر رئیس جمهور همان رئیس‌جمهور گذشته است چرا این رفتارها را انجام می‌دهد؟

18 تیری ها کجا هستند؟

۱۸ تير سال ۱۳۷۸ غائله اي که ۱۲ سال پيش طي دو سه روزي ، چند خيابان اطراف ميدان انقلاب و کوي دانشگاه را به آشوب کشيد.

به گزارش رجانیوز به نقل از جهان، اين هرج و مرج محدود به چند خيابان ، با وجود تمام بازيگران داخلي و بازيگرداناني خارجي با ساخت بلوايي در تاريکي و آتش زدن چند حلقه لاستيک و بلند شدن دود و غبار گرچه يک نطفه برنامه ريزي شده براي ۱۰ سال آينده يعني فتنه ۸۸ بود اما با حضور حماسي مردم ايران اسلامي در ۲۳ تيرماه ۱۳۷۸ تبديل به شکستي تلخ براي بدخواهان ايران اسلامي شد. حماسه اي که با عظمت و شکوهي بيشتر در ۹ دي ماه تکرار شد تا فتنه پيچيده و برنامه ريزي شده تر ۸۸ نيز با تجلي بصيرت و آگاهي مردم تبديل شکستي سنگين براي ضد انقلاب شود.

بنابر مستندات ۸۸ افراد بلند پايه اي در کاخ سفيد پشت اين التهاب چند روزه ، چند خيابان تهران بودند يکي از اين افراد «ريچارد پرل » است که فردي يهودي الاصل آمريکايي و سناتوري کهنه کار مي باشد.

پرل ۱۸-۱۷ سال عضو کميته دفاعي آمريکا و معاون وزير دفاع ريگان بوده است و به قدري خود را مديون رئيس جمهور يانکي ها مي دانست که نام سگش را نيز ريگان ناميده است.

وي از چهره هاي ضد ايراني محض است که در دوره رياست جمهوري ريگان در جنگ ايران و عراق با سنگ تمام گذاشتن براي صدام حسين ، سلاح هاي شرکت سولنام اسرائيل را در اختيار ديکتاتور عراق قرار داد.

اما سالها بعد در زمان جورج بوش وقتي تاريخ مصرف صدام رو به انقضا رفت ريچارد پرل جزو کساني بود که سناريوي حمله و اشغال عراق توسط آمريکايي ها را طراحي کرد و صدها هزار عراقي و ده ها آمريکايي را به کام مرگ کشاند.

مادران عراقي شايد او را نديدند اما مادر يک سرباز آمريکايي در ديدار با وي انتقاد خود را چنين ابراز داشته است: «شما بچه هاي ما را کشتيد ، مي فهمي وقتي تنها پسرت بميرد يعني چه؟»

ريچارد پرل در طول سالها جنگيدن ، خوب فهميده بود که با ايران نمي توان جنگ نظامي داشت لذا در پاسخ به سوال اميرعباس فخرآور مبني بر اينکه قصد جنگ به ايران دارند يا خير گفت: «ايران عراق نيست که بتوان مانند صدام خيلي زود از پاي در بيايد حمله نظامي به ايران يعني شکست محض و هزينه هاي جبران ناپذير ،‌سقوط ايران بايد از روش هاي نرم و متفاوت ديگري پيش برود. شايد واژه نفوذ بهترين واژه باشد که البته در زمان اصلاحات هم فرصتهاي مناسبي به وجود آمد مثل ماجراي ۱۸ تير که مقدمات طراحي براي تغيير حکومت ايران زده شد.»

حالا بعد از تجربه عراق و غائله ۱۸ تير مي توان به لايه هاي حضور آمريکايي هاي در فتنه ۸۸ نيز در بين صحبتهاي ريچارد پرل پي برد و بايد ديد کي و کجا و چه کساني از آمريکايي ها اعترافات جديدي را از فتنه ۸۸ را رو مي کنند.

ريچارد پرل اين بازيگردان خارجي غائله ۱۸ تير از روزها پيش از آشوب خياباني ۱۸ تير با بازيگران داخلي آن در ارتباط بوده است.

پياده نظاماني مانند منوچهر محمدي که اصلاً دانشجو نبودند و بايد در بين دانشجويان نفوذ پيدا مي کردند.

منوچهر محمدي در سخنراني در جمع ضد انقلاب در خرداد سال ۱۳۷۸ با وجوديکه هيچ مدرکي دال به دانشجو بودن وي در هيچ دانشگاهي وجود نداشت بارها به دروغ به دانشجو بودن خود تاکيد کرده و بيان داشته است :«حکومتي غيرمذهبي بايد در کشور سرکار بيايد ، بنده در بين دانشجويان هستم و سازمان دانشجويي را به عنوان يک سازمان غيرمذهبي اداره مي کنم و به دليل بودن با دانشجويان به خواسته هاي آنها واقف هستم و البته بعدها بوش نيز از دروغ هاي محمدي تقدير شاياني کرد.

از جمله افراد تاثيرگذار در غائله ۱۸ تير محمد سازگارا بود که بايد در مطبوعات وظايف غرب را انجام مي داد و همچنين احمد باطبي که با حمايت آمريکا از ايران فرار کرد و به اردوگاه اشرف رفت تا کاخ سفيد سردرآورد. باطبي خود اذعان داشته است پيراهن خون آلودي که در عکس معروف وي مشهود است در خانه به رنگ آغشته کرده تا نماد دورغين براي آشوب بسازد و اين عکس طبق يک برنامه ريزي از پيش هماهنگ شده توسط يک عکاس گرفته شد تا در ابعاد وسيع در روزنامه هاي زنجيره اي منتشر شود.

ناگفته نماند بسياري از حاميان و دست اندرکاران اين روزنامه هاي زنجيره اي ، ۱۰ سال بعد هم آتش بيار فتنه ۸۸ شدند و پيراهن خوني تير ۷۸ سالها بعد به پروژه کشته سازي ها تبديل گشت تا باطبي با نام کشته هاي دروغين در ميان ضد انقلاب سخنراني کند و اينگونه ماموريت جديدش را انجام دهد.

از ديگر مهره هاي ۱۸ تير اکبر گنجي است که خود را تئوريسين اين غائله مي داند هرچند اين آقاي تئوريسين ، بعدها همقطار فاصله ها در فتنه شد ، آنچنان که تصاوير او در کنار گوگوش لس آنجلسي بارها در رسانه هاي خبري انعکاس يافت.

همچنين فاطمه حقيقت جو هم از بازيگراني بود که در مجلس آن روزها ، نقش حلقه رابط را بين اجزاي اصلي غائله بازي کرد.

از ديگر بازيگران ۱۸ تير علي اکبر موسوي خوئيني ها است که با تلاش و پافشاري يکي ا ز سران فتنه ۸۸ توانست از ايران بگريزد.

علي افشاري و اميرعباس فخرآور هم جزو کساني بودند که فرامين کاخ سفيد را در اطراف خيابانهاي کوي دانشگاه در تيرماه ۷۸ پياده کرده اند.

فخرآور قبل از فراردر يکي از کافي شاپ اي تهران در حاليکه اقدام به عضوگيري ميان ضد انقلاب مي کرد به نقش حمايتي رسانه هاي غربي اعتراف کرده است. وي در آن کافي شاپ گفته است: «الان به مرحله سازماندهي رسيده ايم و شبکه هاي راديويي و تلويزيوني درست در اختيار ما هستند حتي از ما برنامه هاي مستقل خواسته اند.»

به غير از اين برنامه دادن و دستورالعمل گرفتن قبل از غائله ، کاخ سفيد در روز آشوب هم مستقيماً با پياده نظامش که در کف خيابان بود در تماس بوده است.

فخرآور در اين باره اذعان داشته است در ايران با پرل در ارتباط بوده و روز ۱۸ تير با وي گفتگويي از طريق تلفن همراه برقرار کرده است.

در همين راستا روزنامه هاي زنجيره اي هم وظيفه داشتند موازي با آمريکايي ها با ايجادجريان سازي مصنوعي ، حفره هاي اطلاعاتي ايجاد کنند و با مشغول کردن سيستم امنيتي کشور ، مانع از تمرکز دستگاهها به اين مراودات شوند.

تمامي اين چهره ها براي ايجاد التهاب در خيابانهاي تهران توجيه شده بودند و شايد دور نباشد زماني که شخصي که بين اين افراد نفوذ داشته است به تهران بيايد و مانند سردار مدحي از جزئيات دستورات آمريکايي ها براي غائله ۱۲ سال پيش بگويد.

اميرعباس فخرآور مهره فعالي بود که آمريکايي ها او را براي بلواي ۷۲ ساعته در نظر گرفته بودند کسي که به عنوان قهرمان مردمي از سوي آمريکا معرفي مي شد ولي حتي برادر خود را براي پررنگ کردن نقشش قرباني کرد.

آرش فخرآور در سال ۷۸ تنها ۱۴ سال داشت که به تحريک و اجبار اميرعباس ، براي شلوغ تر کردن خيابانهاي اطراف انقلاب به کوي دانشگاه مي رود.

وي با اشاره به وقايع ۱۸ تير به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفته است: فعاليتهاي خانواده کل به خاطر برادرش بوده است و آنها علاقه اي به فعاليتهاي به اصطلاح سياسي نداشتند.

پس از گريز فخرآور از ايران آمريکايي ها تصميم مي گيرند تا از وي به نحوي ديگر استفاده کنند بنابراين ريچارد پرل شخصاً مامور اين پرونده مي شود و مسئوليت اين امر را در دست مي گيرد.
و در ۲۹ آوريل ۲۰۰۶ در خيابان مقدين دبي با فخرآور ملاقات مي کند.

خود پرل در اين باره مي گويد: «به دبي آمديم که مرد جواني به نام اميرعباس فخرآور که از ايران فرار کرده است را ملاقات کنيم»

پرل آمده بود تا فخرآور را براي ماموريت جديد آمريکايي اش توجيه کند تا وي خارج از مرزهاي ايران سرباز آمريکايي عليه کشور خود شود.

بازخواني وقايع ۱۲ سال گذشته اين نکته را آشکار ميکند که مهره سنگيني مثل پرل و بعدها خود بوش با يک عنصر دون پايه مانند فخرآور ديدار مي کنند ولي حالا آمريکايي ها ديدار مدحي با کلينتون را تکذيب کرده و آن را دور از واقعيت عنوان مي کنند.

آمريکايي ها طي يک نمايش تبليغاتي فخرآور را به سناي آمريکا بردند و وي در يک نطق از پيش تعيين شده گفت: «اما قبل از هر چيز بيشتر به موبايل ، دوربين ، کامپيوتر ، دستگاه چاپ ، سايت و مهمتر از همه راديو و تلويزيون قدرتمند احتياج داريم.» اين گفته ها به راحتي بيانگر اهميت ارتباط گيري در نگاه ضدانقلاب در فتنه انگيزي عليه کشور مي باشد و اين راديوتلويزيونهاي مورد تقاضاي فخرآور به خوبي در اختيار ضد انقلاب قرار گرفتند تا اوج فعاليتشان را در جريان فتنه ۸۸ در تحريک اغتشاشگران شاهد باشيم.

شخصيت ضد ايراني ديگري که در ۱۸ تير تاثيرگذار بود مايکل لدين يهودي و نئومحافظه کار آمريکايي و جز فعال «امريکن انترپرايز» است که به عنوان يک عنصر ضد ايراني شناخته مي شود پاي همه مطالبي که لدين مي نويسد يک جمله معروف دارد « لطفاً زودتر به ايران حمله کنيد»

وي در راستاي همان سناريو چتر حمايتش را روي سر فخرآور گسترانيد تا عده اي در داخل باز فريب آمريکا را بخورند.

لدين در مراسمي که از فخرآور تجليل مي شود وي را به عنوان شخصي که سختيهاي زيادي متحمل شده تا به اينجا برسد معرفي مي کند.

از ديگر وظايف فخرآور جذب نيرو در شهرهاي مختلف بود که از تلويزيوني به تلويزيون ديگر مي رفت تا حرفهاي آمريکايي ها از حلقوم وي بيرون بيايد و بتواند عده اي را در دور خود جمع کند.
در سخنراني هاي وي بارها بر لزوم تحريم نفت ايران براي قطع کردن شاهرگ حياتي جمهوري اسلامي تاکيد شده است اقدامي که طبيعتاً صداي کاخ سفيد از حنجره فخرآور مي باشد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران از ديگر همکاران فخرآور در وقايع ۱۸ تير مي توان فاطمه حقيقت جو ، محسن مخملباف و همچنين افشاري و باطبي را نام برد که پاي ثابت تلويزيون سازمان سيا يعني VOA بودند. فاطمه حقيقت جو خود به صراحت هدف سلطنت طلب ها ، منافقين و همه مخالفان نظام را مشترک دانسته است و محسن مخملباف هم بازيگري است که از ديدارش با واسطه سارکوزي سخن گفته است.

شايد در بيان عملکرد فخرآور و اطرافيانش بازخواني گفته هاي تاثيربرانگيز آرش فخرآور ، بازگو کننده گوشه کوچکي از شقاوهاي وي باشد.

آرش فخرآور ضمن ابراز ناراحتي از وضعيت خود در فرانسه گفته است ، با وعده هاي زيبايي مانند آزادي و احقاق روياهايش از ايران خارج شده است اما با ناهنجاري هاي جامعه و وضعيت بد معيشت روبرو گشته و حتي خيلي از مواقع مکان و غذايي براي امرار و معاش خود نداشته است.

اميرعباس فخرآور هم در همين روزهاي کارتون خوابي و گرسنگي برادرش سر به کار خود گرم داشت و همچنان نمايش تبليغاتي اش را دنبال مي کرد. نمايشي که عشق به آمريکا و اسرائيل را از زبان وي تجلي مي داد وي بارها در سخنراني هايش تاکيد کرده است : «ما عاشق ايالات متحده و عاشق اسرائيل هستيم.»

هر چند اين حرف ها حتي براي آرش فخرآور هم رنگي نداشت و وي از کنار همان برج ايفل به بن بست دروغ هاي ضد انقلاب رسيد.

آرش ، اينگونه از تجربيات تلخ خود در مواجهه با واقعيات اپوزوسيون خارج نشين مي گويد: «افرادي که من را ترغيب به رفتن خارج کرده بودند و گفته بودند به من افتخار مي کنند وقتي به فرانسه رسيدم مدعي شدند من را نمي شناسند يکي از دلايلي که باعث شد به حماقت اپوزوسيون خارج نشين پي ببرم وقتي بود که درباره علت خروج يکي از افراد ناشناخته اپوزوسيون از ايران پرسيدم و پاسخ شنيدم وي آمده تا پادشاه ايران شود!«

آرش که همچنان با برادر خود در ارتباط است در تشريح احوال اين روزهاي اميرعباس ، عليرغم تمام خوش خدمتي هايش به آمريکا مي گويد: در شش ماه اور خروج اميرعباس از ايران امکانات خوبي در اختيار وي قرار دادند اما بعد از مدتي با ظهور افراد جديد به صحنه و بالا آمدن اسمهاي ديگر ، اميرعباس براي آنها تکراري شد ، هرچند برادرم همچنان هم در خدمت آمريکايي هاست.

آرش که نمي خواست سرنوشتي مانند برادرش داشته باشد و از طرفي هم ميان تور اطلاعاتي ايران در خارج از کشور قرار گرفته بود جلوي دوربين خودي از باتلاق ضد انقلاب خارج نشين مي گويد: «من در دوماهي که در فرانسه بودم همه پوچي گفته هاي ضد انقلاب را فهميدم و با خود گفتم اگر همه آدمهاي مبارز خارج نشين چنين طرز فکري دارند که يکي پيامبر مي شود و دين راه مي اندازد و ديگري دولت موقت درست مي کند نبايد مانند اين ابله ها بيانديشم. من در ۱۹ سالگي متوجه اشتباه خود شدم اما درا ين جا افرادي هستند که در ۶۵ سالگي هم هنوز نفهميده اند اشتباه مي کنند ،‌هنوز در سر خيال حکومت دارند و به خيال خود دست به مبارزه مي زنند در حاليکه هيچ کس آنها را نمي شناسد.»

آرش اکنون به تهران آمده است اگر چه شايد آنها که گفته اند مدحي در ازمير و مالزي است اين واقعيت را نيز انکار کنند اما مهم اينجاست که اين مستندات و آبروريزي ها براي ضدانقلاب ،‌از غائله ۱۸ تير اينگونه افشا شده است و حال بايد منتظر بود و ديد دستگاه امنيتي کشورمان کي و کجا مستنداتي از فتنه ۸۸ آشکار خواهد کرد ، مستنداتي که مطمئناً مردم ايران بي صبرانه منتظر آن هستند.

اسرائیل را از دامغان می‌زنیم

سردار امیر علی حاجی زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه صبح امروز سه شنبه در جمع خبرنگاران در خصوص توان موشکی ایران اظهار داشت: مسافت برد موشکی ایران تا ۲ هزار کیلومتر است و این به معنای عدم توانایی برای افزایش برد موشک ها نیست بلکه بیش از این برد را برای ساخت موشک هایمان احتیاج نداریم.

ادامه نوشته

کیسان ابوعمره قبلا خبرنگار کیهان بود

کیهان در مطلب طنزی با اشاره به شهادت «کیان» در سریال مختارنامه، می­نویسد:

*مراسم سومین شب شهادت کیان ابوعمره، با حضور امیر مختار، بن مالک، مهران، ابراهیم مالک، آقای دوربینی، بن شمیط، بن وهب، دلدل و تنی چند از نمایندگان قبایل مختلف ایرانی، بعد از ظهر دیروز در مسجد کوفه برگزار شد.

*در این مراسم بن مالک با اشاره به خدمات کیان در طول دوره انتقام و نقش وی در وحدت میان سربازان سپاه حق از شورای عالی انقلاب فرهنگی خواست که روز شهادت کیسان ابوعمره را به عنوان روز وحدت عرب و عجم در لشکر مختار نام گذاری کنند. وی گفت: به پرونده بن وهب در موضوع شهادت کیان خارج از نوبت رسیدگی می شود و ما با هیچ کس شوخی موخی(!) نداریم.

*در ادامه این مراسم بن شمیط ضمن ابراز پشیمانی از قصور خود در موضوع شهادت کیسان ابوعمره، گفت: من از همان اول هم مخالف به میدان رفتن کیان بدون اسب بودم، اما ابن وهب مرا فریب داد، البته اسب هم نباید صاحبش را تنها رها می کرد و از نظر من مقصر اسبی، ببخشید؛ اصلی این ضایعه، حرف هایی بود که بن محمود در مناظره با داماد بغداد زد!!

*سخنران بعدی این مراسم بن شریعتمدار بود. وی گفت: کیهان از قبل همه این حوادث را پیش بینی کرده بود و ما براساس اسناد و شواهد موجود قبلاً گفته بودیم که دست آل زبیر هر آن احتمال دارد که از آستین امثال بن وهب بیرون بیاید! وی گفت: فردا نه پس فردا در همین باره «گفت وشنود» خواهم نوشت، الساعه در لطیفه آخرش گیر کرده ام! مدیر مسئول کیهان به دیدار چند وقت پیش بن وهب با جرج سوروس اشاره، و تصریح کرد: کیان برخلاف اسمش هیچ ارتباطی با حلقه کیان نداشت، بلکه قبلاً خبرنگار افتخاری کیهان بود در حوزه ایوان مدائن!

*بعد از سخنرانی بن شریعتمدار، بن سابقه پشت تریبون قرار گرفت و گفت: در حادثه شهادت کیان، هم بن وهب مقصر بود، هم بن مالک! بن سابقه تأکید کرد: برای جلب اعتماد مردم باید همه زندانیان سیاسی، حتی آن دسته از بی شرف هایی که در حادثه کربلا به یزیدیان کمک کردند، آزاد شوند و موضع من هنوز هم همان چیزهایی است که در نماز جمعه گفته بودم. وی افزود: درباره جنگ حرورا ناگفته هایی دارم که فعلاً قصدی برای افشای آن ندارم! بن سابقه از بن وهب خواست، هر جا کسی به او حرف بی تربیتی زد، فیلمش را برای همه بلوتوث کند تا پیراهن عثمان درست شود! بن سابقه ادامه داد: مختار در به ثمر رساندن اهداف قیام علیه امویان و زبیریان، گاهی به وی کمک می کرد!!!! وی در عین حال گفت: ما باید وحدت را حفظ کنیم و همه خود را بدهکار قیام بدانیم و اگر اینها که ادعاهایی دارند، چیزی از ما پیدا کردند، بیایند من به نامشان بزنم خلاص! بن سابقه در پایان خود را عاشق مختار خواند و با اشاره به دوستی ۸۰ ساله خود با امیر مختار گفت: «م.ه» برای بررسی شرایط دانشگاه آزاد شعبه روم به ونیز رفته است و با اینکه در جنگ حرورا نبود، اما ترکش های این جنگ هنوز در بدنش هست!

دروغ "كشف كيف حاوي اسناد متعلق به شاه " طراحي بقايي بود!!!!

مديرعامل بازداشت شده منطقه آزاد ارس و مدير سابق كاخ موزه نياوران گفت كه شايعه كشف اسناد از كيف شاه در كاخ نياوران با طراحي حميد بقايي براي انحراف افكار عمومي از سخنان جنجالي وي درباره تركيه صورت گرفت.


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، سال گذشته خبري مبني بر اينكه چمدان حاوي اسناد محرمانه جنگ جهاني دوم و برخي نامه‌نگاري‌هاي وزارت خارجه مربوط به قبل از انقلاب در خودروي رولزرويس شاه مخلوع پيدا شده، توسط عليرضا مقيمي مدير وقت كاخ موزه نياوران اعلام شد.

در آن زمان صداوسيما و رسانه‌هاي مختلف توسط مقيمي براي پوشش اين خبر عجيب به محل كاخ موزه نياوران دعوت شدند و مانور رسانه‌اي فراواني روي اين موضوع داده شد.

اما سايت نسيم دقايقي پيش نوشت كه عليرضا مقيمي مدير وقت كاخ موزه نياوران كه بعدها به عنوان مديرعامل منطقه آزاد ارس منصوب و چند روز پيش نيز دستگير شد، در اولين اظهارات خود پس از دستگيري گفته است: شايعه كشف اسناد از كيف شاه در كاخ نياوران با طراحي حميد بقايي براي انحراف افكار عمومي از سخنان جنجالي وي درباره تركيه صورت گرفت.

بر اساس اين گزارش، سال گذشته حميد بقايي، نماينده وقت رئيس‌جمهور در آسيا، كشتار ارامنه در سال 1915 ميلادي توسط امپراتوري عثماني، را "نسل كشي " دانست كه اين اظهارات با واكنش تركيه مواجه شد و وزير خارجه اين كشور خواستار ارايه توضيح ايران در مورد سخنان بقايي شد.

یک قبر اکازیون، خانه‌هایی با 3 صاحب‌خانه و مرده‌هایی که ماشینی شسته می‌شوند

خیلی ها دلشان نمی خواهد که هیچ وقت راهشان کج شود سمت بهشت زهرا جایی که برای همه یکجورایی خانه ابدی است. حاشیه اتوبان بهشت زهرا را بچه‌های گل فروش پر کرده اند هر از چند گاهی هم از ترس سر رسیدن ماموران بساطشان را جمع کنند و می دوند داخل مرزعه‌های سیفی جات و سبزیجات...

ادامه نوشته

به تو ربطی ندارد!

هر چه باشد پسر است، حق دارد که نگران پدر باشد، حق دارد که خراب بودن دستگاه تنفس مصنوعی را تحمل نکند.

فرض کنیم اصلاً ۳۴ ماه جبهه ندارد، جانباز شیمیایی هم نیست، پدر که هست! آدم نگران پدرش هم نمی تواند باشد؟!

جلو رفت. جلو رفت تا حرفش را بگوید: چقدر با دست می‌شود تنفس مصنوعی داد؟ آخرش که می دانم خسته می شوید و رهایش می کنید!

هنوز جمله‌ی اولش تمام نشده است که…

ـ به تو ربطی ندارد!

“به تو ربطی ندارد!”، چقدر آشناست این جمله!

چقدر آشناست برای مردی که نفسهای آخر زندگی اش را میکشد، نه، نه، باز هم مثل همیشه دارم اشتباه می گویم. مرد همیشه زنده ای که دنیای مرده‌ی ما تا ساعتی دیگر او را از دست می دهد… چقدر برایش آشناست این جمله!

 

جلو رفت. کوله بارش را بسته است. می رود که برود جبهه. گفتند: چقدر ساده ای مرد؟ و گفتند: برای کی می جنگی؟ برای کی خودت را به کشتن می دهی؟ برای کسانی که فردا فراموشت می کنند؟

صدایی هم از درونش شنید که همین را گفت.

آنجا بود که جواب داد: “دیگران هر چه می گویند بگویند، فراموشم می کنند؟ بکنند، تنهایم می گذارند؟ بگذارند، شیمیایی می زنند؟ بزنند! به تو ربطی ندارد، رمزی است بین من و امام! رمزی است بین من و خدا”

۳۴ ماه همین را به “خود”ش گفت و جلو رفت.

جلو رفت. قلم جلو رفت تا “به تو ربطی ندارد”ها را روایت کند.

حالا نوبت کسانی بود که با “به تو ربطی نداردِ” تو، به نانی و مقامی و نوایی رسیده اند. دارند درس پس می دهند. این “به تو ربطی ندارد”ـَت را خیلی خوب یاد گرفته اند…

به تو که پسرش باشی ربطی ندارد که دستگاه تنفس مصنوعی خراب است یا به پدرت نمی رسند و پدر به کما می رود.

به تو ربطی ندارد که اگر اتفاقی بیفتد چه می شود، حداکثرش شهید می شود، تازه کار بیمارستان راحتتر!

به تو که مدیر فلان سازمان باشی و بودجه هایت را صرف سفارش بنر جهاد اقتصادی می کنی هم ربطی ندارد، ربطی ندارد که حداقل به رفقایت پیامک بزنی و دعوتشان کنی به مراسم تشییع… چه می گویم؟ پیامک برای دعوت از دوستان؟… نه، فقط خودت در مراسم تشییع شرکت کنی، همین! به بودجه های میلیونی جنگ نرم هم ربطی ندارد. همینطور به بودجه های میلیاردی پرسپولیس و استقلال.

به تو، تو که وزیر بهداشت باشی، به تو هم ربطی ندارد که بخواهی کسی را برکنار کنی. اگر یک “دو دو تا چهارتای ساده” هم بلد باشی می فهمی که کم شدن یک جانباز شیمیایی کلّی خرج و مخارجت را کم می کند و توجیه اقتصادی دارد.

به تو هم ربطی ندارد آقای ضرغامی! به تو که تلویزیونت همین الان که این مطلب را می نویسم در یک بخش خبری از قرآنی به اندازه بند انگشت، از نوزادی که چندین برابر همسن هایش وزن دارد و از سگی چینی که ۱۳ توله زایید میگوید، اما یک زیرنویس ساده هم برای خبر تشییع شهید فتاحی‌ها نکرد…

به تو ربطی ندارد که بخواهی سر زیر مجموعه ات داد بزنی که: از محسن اردستانی یاد بگیرید که با موبایلش برای شهید فتاحی رسانه شد اما شما با این همه امکانات… به تو ربطی ندارد که فرزند شهید فتاحی چه کم از فرزند ناصر حجازی دارد که کسی نظرش را در مورد پوشش رسانه ای مراسم تشییع و تدفین نپرسید. و به تو ربطی ندارد که در سال ۸۹، بیست و پنج جانباز دوران دفاع مقدس به شهادت می رسند و هیچ دوربین وخبرنگار و عکاسی از شما سراغشان نمی رود.

و آهای بسیجی! بیشتر از همه با تو هستم! به تو هم ربطی ندارد!

به تو هم که اسمش را نشنیده ای ربطی ندارد که بخواهی درد دلهای پسرش را بشنوی یا غربتش را در تشییع جنازه ببینی.

به تو ربطی ندارد که یک مرد دارد برای غربت پدرش گریه می کند!

به تو ربطی ندارد که بخواهی برایش رسانه باشی، به تو ربطی ندارد که در اطراف تو، پیشکسوتان جهاد و شهادت در پیچ و خمهای روزمره زندگی فراموش شده اند.

به تو ربطی ندارد که دارند تاریخ کشور را سانسور می کنند.

به تو ربطی ندارد که بخواهی در تابستان در راه طرح ولایت یا اردوی مشهد و قم، دِینت را به شهید فتاحی ادا کنی، یک سر بروی سر مزارش، پیش پسرش، نه برای آنها، که برای خودت! آنها خیلی وقت است یاد گرفته اند وقتی تنهای تنها هم می مانند به “خود”شان بگویند “به تو ربطی ندارد”…

به تو ربطی ندارد که بخواهی قلمی برداری، دوربین به دست شوی، نامه بنویسی، سوال کنی، توبیخ کنی، به تو ربطی ندارد…

به تو ربطی ندارد بخواهی درد دلهای پسرش را به دوستانت بلوتوث کنی.

به تو ربطی ندارد که همچنان غربت شهید فتاحی ادامه دارد…

به هیچکس ربطی ندارد… بگذار به زندگیمان (؟) برسیم…

پيام رهبر معظم انقلاب به همايش مبارزه جهاني با تروريسم:

حضرت آيت الله خامنه‌اي در پيامي تاكيد كردند: رژيم ايالات متحده امريكا ‌در چند دهه اخير، سياهه بالابلندي از رفتارهاي تروريستي و نيز پشتيباني مالي و تسليحاتي از تروريست‌هاي سازمان يافته در كشورهاي اين منطقه، پديد آورده است.

ادامه نوشته

کفاشیان آنقدر می‌ماند تا نابودتر کند !!!!

در حالی که حذف ناباورانه تیم فوتبال امید ایران که ناشی از سهل انگاری و بی مبالاتی مسئولان فوتبال کشور بود، جامعه ورزش کشور را شوکه کرده با این حال هیچ استعفایی از جانب مسئولان ذیربط صورت نگرفته است.


به گزارش مهر، هنوز هم خیلی ها بازی کردن تیم المپیک ایران با بازیکن دو اخطاره در دیدار رفت مقدماتی المپیک 2012 لندن را باور ندارند. اینکه مسئولان یک تیم از کمیته روابط بین الملل گرفته تا سرپرست و مربی، ندانند که بازیکن تیمشان دواخطاره بوده، نوادری است که فقط در فوتبال ایران روی می دهد.

در فوتبال ایران بویژه در دوره علی کفاشیان، اتفاقاتی رقم خورده که واقعا جای بررسی دارد. اما اینکه ایشان هنوز بر مسند کار است و تنها ابراز شرمگینی می کند، در نوع خود اتفاق نادری است که به فهرست دیگر اتفاقات نادر فوتبال کشور اضافه می شود. 

ناکامی تیم های نوجوانان، جوانان و بزرگسالان فوتبال کشور در کنار حذف تیم امید، حکایت از ناکامی مردی دارد که اینها تنها بخشی از کارنامه ضعیف وی به حساب می آید. کفاشیان که به قول خودش رئیس انتصابی بوده، تا به امروز با اشتباهات محرز خود به این پیکر نیمه جان فوتبال صدمات فراوانی رسانده و تنها مانده تیر خلاص را شلیک کند.

انتصاب دایی در حالی که افشین قطبی بهترین گزینه برای هدایت تیم فوتبال ایران بود و بعد ناکامی ایران با دایی و بازماندن از جام جهانی را باید سرآغاز گاف های آقای رئیس دانست. تیم نوجوانان ایران امروز در حالی از رقابت های جام جهانی بیرون است که دوره قبل حتی موفق شد به مرحله دوم رقابت ها در نیجریه صعود کند. تیم جوانان هم که در رقابت های آسیایی چین که مهرماه سال گذشته برگزار شد در حضور تیم های کره جنوبی و استرالیا موفق نشد حتی از گروه خود صعود کند.

جنجالی که کفاشیان در آستانه حضور ایران در رقابت های جام ملت‌های آسیا 2011 در خصوص جایگزین قطبی به راه انداخت نشان از بی تجربگی این رئیس فدراسیون فوتبال دارد. بازنده این مجادله، قطبی نبود چرا که وی پیشاپیش با شیمیزو اسپالس ژاپن قرارداد همکاری امضا کرد و آنکه باخت فوتبال ایران بود و بس.

از دست دادن پست هیئت اجرایی AFC یکی دیگر از شاهکارهای کفاشیان است. در حالی که وی می بایست خودش نامزد این سمت می‌شد علی سعیدلو را به عنوان نامزد معرفی کرد و در نتیجه یک پست کلیدی را از دست دادیم.

حذف تیم فوتبال ایران از رقابت های جام ملت های آسیا 2011 می‌توانست زمان مناسبی برای کناره گیری از حیاتی ترین فدراسیون ایران باشد اما باز هم این اتفاق روی نداد. حذف فاجعه بار تیم امید هم تنها رئیس فدراسیون فوتبال را به صرافت یک عذرخواهی انداخت اما کجاست خبر از استعفا و خداحافظی تا آنکه کار بلد است وارد میدان شود. هرچند که اگر قرار باشد گزینه بعدی هم به جای اینکه از طریق انتخابات تعیین شود، انتصابی باشد، معلوم نیست که فرد جدید کاربلدتر از کفاشیان باشد.

سال گذشته دقیقا در چنین روزهایی ژان پی یر اسکلاتس 75 ساله به دلیل کسب نتایج تیم فوتبال فرانسه در جام جهانی 2010 از سمت ریاست فدراسیون فوتبال این کشور استعفا کرد و چندی بعد ریموند دومنک از سمت سرمربیگری اخراج شد.  اما آنچه در پایان این نوشتار باید به آن اشاره کرد این است که چرا مقصران ناکامی ها و شکست های بزرگ در ورزش کشور ما از سمت خود استعفا نمی کنند. آنها نمی روند و می مانند تا اوضاع را از آنچه هست خراب تر کنند.

حافظ هفت

محافظ بیسیم را برداشت. کُدشان «حافظِ هفت» بود. «مرکز ۵۰- ۵۰»؛ این رمزِ آماده‌باش بود، یعنی حافظ هفت مجروح شده. کسی که پشت دستگاه بود، بلند زد زیر گریه.
ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه نوشته

خبر فوری

دبير شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور ساعاتي پيش بازداشت شد.


يك مقام آگاه در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه دولت خبرگزاري فارس از بازداشت محمد شريف ملك‌زاده دبير شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور خبر داد.

ملك‌زاده چندي پيش از سوي علي‌اكبر صالحي وزير امور خارجه به سمت معاونت مالي و اداري اين وزارت‌خانه منصوب شد كه اين انتصاب با واكنش نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي روبه‎رو شد و وزير امور خارجه را در آستانه استيضاح قرار داد.

وزارت اطلاعات نيز طي نامه‌اي به وزير امور خارجه صلاحيت ملك‌زاده براي تصدي مسئوليت جديد را رد كرد.

ملك‌زاده با گذشت چند روز استعفاي خود را به وزير امور خارجه تقديم كرد. با پذيرش استعفاي وي از سوي علي‌اكبر صالحي موضوع استيضاح وزير امور خارجه نيز منتفي شد.