رفتم مينگذاري ولي صلاح نيست بگم كجا !!!!

به گزارش خبرگزاري فارس از همدان به نقل از كميته اطلاعرساني كنگره شهداي استان همدان، شبي از شبهاي دفاع مقدس، چهره معصومانه مهرداد بر روي صفحه تلويزيون ظاهر ميشود. صحبتهايش اما به نوجوان نميماند. چون مردان الهي سخن ميگويد. مردان خدا را «مردان خدايي» ميشناسند. امام خميني (ره) هم آن شب مصاحبه او را از سيما، تماشا ميكند و دستور ميدهد تا اين نوجوان را به محضر او ببرند.
اين مصاحبه كوتاه نه تنها در زمان دفاع مقدس، بلكه در همه زمانها درسي براي همگان و نشان دهنده راهي به سوي خداست.
متن كامل مصاحبه با نوجوان شهيد مهرداد عزيزاللهي:
بسم الله الرحمن الرحيم
رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقده من لساني يفقهوا قولي.
با سلام بر امام زمان (عجل الله فرجه الشريف) و نائب بر حقش قلب تپنده مستضعفان جهان امام خميني (ره) و شهداي راه حق و حقيقت و مجروحين و معلولين.
مهرداد عزيزاللهي هستم. اعزامي از اصفهان كه 14 سالمه. انگيزهاي كه باعث شد به جبهه بيام... واقعاً اون برادرايي كه قبلاً جبهه بودند و ميآمدند براي ما تعريف ميكردند جبهه چه خاصيتهاي خوبي داره... كه مثلاً هر كسي بره ساخته ميشه از هر لحاظ و ديگه اون ناخالصيها و اون گناهاش در اونجا... در جبهه معصيت نميشد... من به جبهه اومدم شايد كمكي در راه خدا بكنم و گناهانم پاك بشه.
-چند وقت است در جبهه هستي؟
الآن حدود 8-9 ماهه كه در جبهه هستم. 3 ماه آن را در كردستان بودم.
در كردستان چه كار ميكرديد؟
در كردستان جنبه تبليغاتي بوده كه ما كار ميكرديم.
-در اين مدت كه در گردان تخريب هستيد چه كارهايي انجام دادهايد؟
تو اين مدت البته ما هيچ كاري نكرديم. هر كاري كه ميشد خدا ميكرد. ما فقط وسيله بوديم.
همين حالا كه ما داشتيم با موتور از خط ميآمديم. يك خمپاره تقريبا پنج متري ما خورد. قشنگ پنج متري موجش ما را تكان داد و يك تركش هم نخورديم ما فقط وسيله بوديم در اين جبههها. هيچ كارهايم. ضعيفيم در مقابل اين قدرتها. فقط خداست كه ما را ياري ميكند.
-در محورهاي مختلف عراق كه مين ميگذارند مين خنثي كرديد آيا براي محورهاي خودمان مين كاشتيد؟
خنثي بله كرديم.
يك مقدار در عمليات بيت المقدس بود كه براي برادرامون در فتح خرمشهر وهله اول و دوم و سوم كه معبر باز كرديم. عمليات رمضان بود كه معبر باز كرديم در تيپ نجف اشرف كه واقعاً معجزات زيادي بر ما شد همين عمليات كه معبر باز نكردم در گردان بودم.
-وقتي ميآمدي جبهه پدر و مادرت راضي بودند، از آنها اجازه گرفتي؟
پدر و مادر من اتفاقاً زمينه آمدن به جبهه را خودشان درست كردند.
واقعا از آنها تشكر ميكنم كه اجازه دادند بيام جبهه. به بقيه پدر و مادرها هم ميگم اين قدر احساساتي نباشند. وابسته نباشند كه فرزندشون بياد جبهه... بگذارند فرزندشون بيايد، خودشان بيايند ساخته بشن در اين جبههها. به نظر من هر كس حداقل بايد يك هفته بياد و جبههها را حتي به صورت تماشا نگاه كند.
-تا حالا رفتي براي مين گذاري؟
بله رفتيم ولي از نظر امنيتي درست نيست بگم كجا...
پایگاه بیسیم چی